تبلیغات
گردون - معرفی فیلم از روزآنلاین

گردون

معرفی فیلم از روزآنلاین

پنجشنبه 3 آذر 1384

آرینا امیر سلیمانی

۳ آذر ۱۳۸۴

هنر روز در این شماره هم فیلم های روز سینمای جهان را معرفی می کند.

ns_nanny_mcphee_01.jpg

مک فی پرستار بچه Nanny McPhee

کارگردان: کرک جونز. فیلمنامه: اما تامپسون بر اساس کتاب پرستار ماتیلدا نوشته کریستین براند. موسیقی: پاتریک دویل. مدیر فیلمبرداری: هنری برام. تدوین: جاستین کیرش، نیک مور. طراح صحنه: مایکل هاولز. بازیگران: اما تامپسون(پرستار مک فی)، کالین فیرث(سدریک براون)، کلی مکدانلد(اوانجلین)، سلیا ایمری(سلما کوئیکلی)، درک جیکوبی(آقای وین)، پاتریک بارلو(آقای جاولز)، تامس سنگستر(سیمون براون)، آنجلا لنزبری(عمه آدلاید). 97 دقیقه. محصول 2005 انگلستان.

آقای سدریک براون که همسرش را از دست داده ، مجبور است تا از هفت کودک نا آرام خود به تنهایی مراقبت کند. او تصمیم می گیرد تا پرستاری برای نگهداری از بچه ها استخدام کند، اما این کار آن طور که به نظر می رسد چندان ساده نیست. سرانجام شانس با ظاهر شدن پرستاری به نام مک فی به سراغش می اید. زنی اسرار آمیز با قدرتی جادویی و تنها کسی که از پس هفت کودک شلوغ بر می آید.

چرا باید دید؟
ترکیب نه چندان تازه و می توان گفت بازسازی متوسطی از مری پاپینز و آوای موسیقی که توسط اما تامپسون نوشته و با بودجه ای 34 میلیون دلاری تولید شده است. فیلم تا این لحظه فقط در انگلستان به نمایش در آمده و 15 میلیون یورو نصیب تهیه کنندگان خود کرده که رقم قابل توجهی است.

کرک جونز کارگردان - متولد 1964 انگلستان - با ساختن آگهی های تجاری وارد کار سینما شد و با دریافت جایزه ای جهت ساخت آگهی ودکای آبسولوت به شهرت رسید. وی در سال 1996 در جشنواره کن با دریافت شیر نقره ای برای آگهی های هاینز توانست تهیه کنندگان را قانع به سرمایه گذاری بر روی اولین فیلمش بیداری ند دیواین کند که در 1998 به نمایش در آمد. مک فی پرستار بچه دومین فیلم اوست و ظاهراًهم چون بسیاری از آگهی سازان و کلیپ سازانی که به ساختن فیلم های بلند سینمایی دست می زنند، آینده ای روشن در انتظار اوست.
نکته قابل توجه فیلم بازی تامس سنگستر 15 ساله است که از سال 2001 با حضور در 14 فیلم تلویزیونی و سینمایی توانسته رکورد تازه ای در میان هم سن و سال های بازیگر خود به جای بگذارد. وی هر نوع نقشی را تجربه کرده، از دوران کودکی هیتلر در ظهور شیطان تا تامس فون گال کودک نابغه یهودی در امانت که مرگ و زندگی هزاران یهودی و سرمایه های آنها در دستان اوست. پدر و مادر تامس هر دو بازیگرند و از اقوام هیو گرانت؛ وی همراه پدرش در Love, Actually ظاهر شده است. تماشای فیلم برای کودکان و بزرگ سالانی که شیفته قصه های قدیمی هستند، سرشار از لطف خواهد بود.

ns_stone_cold_01.jpg

به سردی سنگ Stone Cold

کاترگردان: رابرت هارمون. فیلمنامه: جان فاسانو، مایکل براندمن بر اساس کتابی از رابرت بی. پارکر. موسیقی: جف بیل. مدیر فیلمبرداری: رونه اوهاشی. تدوین: آرمین میناسیان. طراح صحنه: ووگان ادواردز. بازیگران: تام سلک(جسی استون)، میمی راجرز(ریتا فیوره)، جین آدامز(برایانا لینکلن)، رجی راجرز(اندرو لینکلن)، وایولا دیویس(مالی کرین)، آلکسیس زینا(کندیس پنینگتون)، پالی شانون(ابی تیلر). 120 دقیقه. محصول 2005 آمریکا.

جسی استون مامور پیشین پلیس جنایی در لس آنجلس، شهر و همسر خود را ترک و به ریاست پلیس شهر کوچک پارادایز در نیوانگلند ماساچوست قناعت کرده است. تنها چیزی که استون به آن دلخوش است مشروب و دختری به نام ابی تیلر است. بعد از وقوع چند قتل آرامش شهر به هم می ریزد . جسی با اتکا به تجربیاتش دریافته که همه این جنایت از سوی شخص یا اشخاص واحدی صورت گرفته است. او به برایانا و اندرو لینکلن ، زن و شوهری ثروتمند مشکوک است، اما مدارک کافی برای به دام انداختن آنها را در اختیار ندارد. همزمان دختر نوجوانی به نام کندیس مورد تجاوز قرار می گیرد. جسی و همکارانش با وجود عدم همکاری کندیس و خانواده اش که از رسوایی و عواقب پیگیری ماجرا در هراسند، کشف می کنند که این عمل وحشیانه توسط سه نفر از همکلاسی های کندیس صورت گرفته است. جسی که از سوی شهردار و اعضای شورای شهر برای حل ماجرای قتل های زنجیره ای در فشار قرار دارد به زودی با کشته شدن ابی تیلر دست به تلاشی سخت می زند تا هر چه زودتر به این قتل ها پایان دهد، چون هدف بعدی قاتلین خود اوست.

چرا باید دید؟
رابرت هارمون کارگردان شناخته شده ای است که عمده شهرت خود را مدیون فیلم ها و سریال های های تلویزیونی خوش ساختی چون پلیس جنایی: زندگی در خیابان ها، تقاطع، گاتی و شمارش معکوس برای حمله به نرماندی است. او که در 1986 با The Hitcher موفق شد تا در سینما نیز طرفداران پر و پا قرصی برای خود دست و پا کند ، این بار نیز با کار در حیطه آشنای داستان های پلیسی موفق شده تا فیلمی خوش ساخت به تماشاگران هدیه کند. فیلم که بر اساس چهارمین کتاب رابرت پارکر با شخصیت محوری جس استون ساخته شده با بازی فوق العاده تام سلک در نقش کارآگاهی پا به سن گذاشته وتنها؛ یادآور حضور همفری بوگارت در فیلم های کارآگاهی نوآر هم چون شاهین مالت است. روایت رابرت هارمون از قصه پارکر به ظاهر از پیچیدگی متعارف این گونه فیلم ها بی بهره است، اما ترسیم دنیای درونی قاتلین و شیفتگی آنها به رسانه بر ارزش کار وی می افزاید. فیلم ریتم کندی دارد و فاقد هیجان های کاذب و صحنه های اکشن است. با این وجود تماشای آن برای دوستداران فیلم های جنایی سنگین و روانشناسانه به شدت توصیه می شود. نقطه قوت فیلم بازی تام سلک در نقشی پدرانه و حضور میمی راجرز در نقشی وکیلی خبره است.

ns_the_descent_01.jpg

سقوط The Descent

نویسنده و کارگردان: نیل مارشال. موسیقی: دیوید جولیان. مدیر فیلمبرداری: سام مک کوردی. طراح صحنه: سیمون باولز. بازیگران: مری آن بورینگ(سام)، ناتالی جکسون مندوزا(جونو)، کالی کایل(جسیکا)، استیون لمب(کراولر)، شاونا مکدانلد(سارا)، الیور میبورن(پل)، ساسکیا مالدر(ربه کا)، نورا جین نون(هالی)، آلکس رید(بث). 99 دقیقه. محصول 2005 انگلستان.

گروهی متشکل از شش زن که همگی با هم دوست هستند به رهبری جونو پا به درون غاری کوهستانی می گذراند. با وقوع حادثه ای که منجر به شکستن پای یکی از اعضای گروه می شود، همگی درون غار حبس شده و تلاش برای یافتن راهی جهت خروج از آنجا را آغاز می کنند. اما گروهی از موجودات ناشناخته که به نظر می رسد تشنه خون و آدمخوار هستند ، ظاهر شده و شروع به شکار آنها می کنند. در هنگامه مبارزه با این موجودات اختلافات کهنه و قدیمی اعضای گروه نیز آشکار شده و مرگ تصادفی یکی از آنها باعث می شود تا افراد باقیمانده گروه ترس شان از همدیگر را نیز کشف کنند. حال نه تنها باید با آدمخوران مبارزه کنند، بلکه دوستی خود را نیز حفظ کرده و راهی برای خروج از غار بیابند. اما همگی به دست موجودات خونخوار شکار می شوند.

چرا باید دید؟
سومین فیلم امسال که در غار می گذرد و برای افزوده شدن خطر و در نتیجه هیجان، اختلافات داخلی به دام افتادگان را نیز بر پیرنگ خود افزوده است. فیلم محصول انگلستان و سومین فیلم نیل مارشال متولد 1970 نیوکاسل بعد از جنگجو و Dog Soldiers است که با بودجه سه و نیم میلیون یورو تولید و تا این لحظه دومیلیون و هفت صد یورو فروش داشته و به نظر نمی رسد که بیش از این نصیب سازندگانش بکند.

قصه فیلم در مقایسه با هزارپا! و غار از چفت و بست بیشتری برخوردار است و تفاوت هایی کم و بیش بنیادی نیز با آنها دارد. ترکیب زنانه اعضای گروه و هجوم موجودات خونخواری که به نظر می رسد همگی مذکر باشند ، فیلم را تبدیل به یکی از آثار گونه ترسناک می کند که در آنها خطر تجاوز همواره زنان را تهدید می کند. نیل مارشال فضای هولناک داخل غار و روابط میان اعضای گروه را خوب از کار درآورده، اما شاید صحنه های خون چکان فیلم به مذاق بعضی ها خوش نیاید. شایعاتی شنیده می شود که وی برای افزودن بر هراس بازیگران تا اولین برخورد آنها با موجودات داخل غار، چیزی درباره ماهیت شان به بازیگران زن خود نگفته بود تا ترسی واقعی را در چهره آنها بنشاند. کسی چه می داند این هم روشی است در گرفتن بازی از هنرپیشگان تازه کار!

ns_the_business_01.jpg

کار و کاسبی The Business

نویسنده و کارگردان: نیک لاو. موسیقی: ایور گست. مدیر فیلمبرداری: دیمین براملی. تدوین: استوارت گازارد. طراح صحنه: پل برنز. بازیگران: دنی دایر(فرانکی)، تامر حسن(چارلی)، جیوف بل(سامی)، جیورجینا چاپمن(کارلی). 67 دقیقه. محصول 2005 انگلستان.

دهه هشتاد، انگلستان. فرانکی پس از کشتن پدرخود به خاطر رفتار خشونت آمیز با مادرش، با کمک یک دوست گذرنامه ای فراهم کرده و به کاستا دل سول اسپانیا می گریزد. در آنجا با چارلی معروف به عیاش آشنا می شود که تبهکاری خوش قلب است. او به زودی در کارهای چارلی درگیر می شود، اما زمانی که سروکله سامی ، شریک خشن وی ظاهر می شود، همه چیز به سرعت به هم می ریزد. چون سامی معروف به ماشه علاقه زیادی به آدم کشی دارد. آنها با به راه انداختن یک کاسبی پر رونق مواد مخدر به زودی غرق در پول می شوند. کارلی معروف به خوشمزه معشوقه سامی نیز همواره با آنهاست و فرانکی را نیز شیفته خود کرده است. همه چیز خوب پیش می رود، اما رئیس مافیای منطقه که قبلاًً به آنها هشدار داده تا از قاچاق کوکائین خودداری کنند، با سر پیچی گروه فرمان نابودی آنها را می دهد. گروه موفق به نجات خود می شوند، اما همه دارایی و پول های شان از میان رفته و اختلاف های میان چارلی و سامی نیز مزید بر علت شده است. تا جایی که هر دو طرف تصمیم به نابودی همدیگر گرفته اند. فرانکی با کمک کارلی موفق می شود تا سامی را از میان بردارد، اما کارلی آن قدرها هم که به نظر می آید به او وفادار نیست...

چرا باید دید؟
چهارمین فیلم نیک لاو که سال گذشته موفق شد تا با فیلم The Football Factory توجه تماشاگران و منتقدان را به خود جلب کند. کار و کاسبی یکی دیگر از خیل فیلم های گانگستری بریتانیایی است که تفاوت چندانی با بقیه ندارد و به نظر می رسد که نیک لاو شاگرد با استعدادی این مکتب سعی دارد تا ریشه های تبهکاری در دهه هشتاد را به سیاست های مارگرت تاچر ربط دهد. البته خیلی زود این اشارات را کنار گذاشته و با خلق حادثه و هیجان موفق می شود تماشاگر تشنه اکشن را با خود همراه کند. فیلم که تا این لحظه فروشی معادل یک و نیم میلیون یورو در انگلستان داشته، روی هم رفته محصول متوسطی است، اما تماشای آن برای کسانی که سینمای امروز انگلستان را دنبال می کنند – به خصوص ژانر گنگستری- توصیه می شود. بازی تامر حسن در نقش چارلی یادآور آنتونیو باندراس و نقطه قوت فیلم است. جیوف بل نیز سعی دارد تا از نقش تبهکار متعارف انگلیسی فاصله بگیرد، شاید تنها انتخاب غلط دنی دایر در نقش فرانکی باشد .
ns_cup_of_my_blood_01.jpg

جام خون من Cup of My Blood

کارگردان: لنس کاتانیا. فیلمنامه: کنت نیلسن، لنس کاتانیا. موسیقی: رابرت مک ناوتون. مدیر فیلمبرداری: لنس کاتانیا. تدوین: سالواتوره پکورارو. طراح صحنه: مرجی وسکی. بازیگران: دانیل پاتریک سالیوان(جک)، جنینا گاوانکار(ایونا)، آلی اسمیت(تینا)، راجر اندرسون(اسپارکی)، لنس مولوانی(آلکس). 107 دقیقه. محصول 2005 آمریکا.

جک عکاسی مشهور، پس از ماجرایی که باعث از دست رفتن محبوبش شده، دچار افسردگی شده و خود را با گرفتن عکس های هرزه نگارانه برای یک سایت پورنو سرگرم کرده است. یک روز در خیابان زنی که در آستانه مرگ قرار دارد جعبه ای را به او می دهد و از وی می خواهد تا از آن مراقبت کند. شرط این کار آن است که در جعبه را باز نکند. جک تصادفاً در می یابد در پس صفحات سایتی که برای گردانندگان آن کار می کند سازمانی مذهبی قرار دارد که در صدد دستیابی به جام مقدس است. شواهد نشان می دهد که محتوای جعبه باید جام مقدس باشد و وقوع حوادثی به زودی این امر را به جک ثابت می کند. اوکه با دختری به نام ایونا در استخر آشنا شده و جای خالی محبوب پیشین را پر شده می پندارد، اما ایونا مهره اصلی گروهی است که به دنبال یافتن جام مقدس هستند و جک به زودی اسیر وقایعی کابوس گونه می شود که توضیحی قانع کننده برای آنها یافت نمی یابد، اما همین حوادث باعث بازیابی ایمانش می شود.

چرا باید دید؟
اولین فیلم لنس کاتانیا با بودجه چهار صد و پنجاه هزار دلاری اش یک فیلم متعارف ترسناک با مایه های مذهبی است که به رغم هزینه اندکش موفق می شود تماشاگر را تا لحظات پایانی فیلم بر صندلی میخکوب کند. ترکیب تم های مذهبی با سکس از ابتدای تاریخ سینما فرمول موفقی بوده که در دهه های 1950 و 60 در ترکیب با ژانر ترسناک پول ساز تر شده و تا امروز نمونه های موفقی از نظر هنری و تجاری هم در این زمینه تولید شده است. لنس کاتانیا در اولین تجربه سینمایی اش نشان می دهد که قواعد ژانر را به خوبی می شناسد و در آینده خواهد توانست با بودجه ای بهتر فیلم های موفق تری نیز بسازد. رمز و راز تنیده شده در پیرنگ قصه که به نظر می رسد برای مستند بودن آن بسیار کوشش شده در ترکیب با مایه های روز مانند اینترنت بسیار گیرا است. کاتانیا که نویسندگی ، کارگردانی و فیلمبرداری توامان فیلم را بر عهده داشته، نشان ازگسترش فیلمسازی ارزان در آمریکا و ظهور راجر کورمن های جدید دارد. فیلم نقطه ضعف هایی نیز دارد از جمله دانیل پاتریک سالیوان که انتخاب خوبی برای نقش اصلی فیلم نیست، در عوض جنینا گاوانکار موفق می شود تا در لحظات حضور در روی پرده تماشاگران اسیر جذابیت های خود نموده و هاله ای از رمز و راز در اطراف شخصیت ایونا ترسیم کند. تماشای فیلم برای دوستداران فیلم های ترسناک سرشار اکیداً توصیه می شود.


                                                                                      منبع: روز آنلاین



[ پنجشنبه 3 آذر 1384 - 02:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 11 آذر 1384 - 02:12 ق.ظ]

[ پیام ()|| علی محمدی ] [سینما , ] [+]