تبلیغات
گردون - معرفی فیلم از روزآنلاین

گردون

معرفی فیلم از روزآنلاین

پنجشنبه 26 آبان 1384

آرینا امیر سلیمانی

۲۶ آبان ۱۳۸۴

در این شماره هنر روز ده فیلم از سینمای جهان برای معرفی برگزیده شده است. تلاش شده تا نظریات متعدد و متنوع خوانندگان روز در انتخاب فیلم ها منعکس باشد. فصل اکران فیلم های متنوع هم سبب شده است تا بر تعداد فیلم ها بیفزائیم.

فیلم های روز سینمای جهان

ns_maddelary_01.jpg

مندرلی Manderlay
نویسنده و کارگردان: لارس فون تریر. مدیر فیلمبرداری: انتونی داد منتل. تدوین: بودیل کیرهاگ، مولی مارلنه استنسگارد. طراح صحنه: پیتر گرانت. بازیگران: برایس دالاس هاوارد(گریس مارگرت مالیگان)، ایزاک دو بانکوله(تیموتی)، ویلم دافو(پدر گریس)، دنی گلوور(ویلهلم)، لورن باکال(مادر)،ژآن مارک بار(آقای رابینسون). ١٣٩ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ دانمارک، سوئد، هلند،فرانسه، آلمان، آمریکا

گریس و پدرش برای یافتن محل مناسبی جهت سکونت از داگ ویل خارج شده و با آخرین امید به طرف جنوب به راه می افتند. در ایالت آلاباما در دهکده ای کشاورزی به نام مندرلی توقف می کنند. گریس در دهکده که با جهان خارج ارتباطی ندارد با سفید پوستانی مواجه می شود که هفتاد سال پس از الغای بردگی در آمریکا، هنوز با سیاه پوستان مانند بردگان رفتار می کنند. پدر گریس به او توصیه می کند تا در کار دیگران دخالت نکند، اما گریس مصمم است در آنجا مانده و بردگان را آزاد کند.

چرا باید دید؟
مندرلی با ١٤ میلیون دلار بودجه، دومین قسمت از تریلوژی فون تریر درباره آمریکا به نام سرزمین فرصت هاست که در جشنواره کن ٢٠٠٥ نیز به نمایش در آمد و نامزد نخل طلا بود. این سه گانه که با داگ ویل شروع شد، قرار است با فیلم واشنگتن در سال ٢٠٠٧ به پایان برسد و باید منتظر این قسمت بود تا بتوان قضاوتی کامل درباره آنها انجام داد. ولی موقتاً نگاهی به مندرلی می اندازیم، فیلمی درباره بنیاد های اخلاقی و تاریخ آمریکا از بنیان گذاران نهضت دوگما ٩٥ و فیلمسازی مولف که هر فیلمش یک بررسی درباره سرشت آدمی عرضه است. اگر چه مندرلی به مضامین مطرح شده در داگ ویل چیزی نمی افزاید، اما موضوع های تازه ای چون بردگی و دموکراسی را مورد نقد و بررسی جدی قرار می دهد. نقش گریس و پدرش را در قسمت پیشین نیکول کیدمن وجیمز کان بازی کرده بوده اند که بنا به دلایلی در این قسمت به برایس دالاس هاوارد، دختر ران هاوارد کارگردان سیندرلامن، و ویلم دافو سپرده شده است. برایس دالاس که با نقشی کوتاه در دهکده- ام. نایت شیامالان- توانست قدرت بازیگری خود را به معرض نمایش بگذارد، در این فیلم توانسته تا حد قابل قبولی جای نیکول کیدمن را پر کند.

ns_anthony_zimmer_01.jpg

آنتونی زیمر Anthony Zimmer
نویسنده و کارگردان: ژروم سال. موسیقی: فردریک تالگورن.مدیر فیلمبرداری: دنیس رودن. تدوین: ریشار ماریزی. طراح صحنه: لورن پیرون. بازیگران: ایوان آتال(فرانسوا تایلاندیه)، سوفی مارسو(کیارا مانزونی)، سامی فری(آکرمان)،دانیل اولبریچسکی(ناسایف)، ژیل للوش(مولر)، سمیر ژوسمی(دریس)، دیمیتری راتو(پرز). ٩٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ فرانسه.

آنتونی زیمر یک مجرم حرفه ای و نابغه سرمایه گذاری است که از سوی پلیس بسیاری از کشورهای اروپایی تحت تعقیب است. اما مشکل اینجاست که کسی از مشخصات چهره او خبر ندارد. ولی سرکار آکرمان که به دنبال اوست از یک چیز اطمینان دارد و می داند که زیمر برای دیدار مجدد محبوبش کیارا حاضر به پذیرش هر مخاطره ای است. زیمر که از نقشه تعقیب کنندگانش مطلع شده از کیارا می خواهد تا به یک غریبه نزدیک شده و مامورین را متقاعد سازد که او زیمر است. کیارا نیز مردی معمولی به نام فرانسوا را انتخاب می کند و او را به درون دنیایی تاریک و پر از مخاطره روانه می کند.

چرا باید دید؟
یک اکشن تریلر با مایه های کمدی از سینمای فرانسه و سوفی مارسوی زیبا در نقش زن مرگبار در کنار ایوان آتال کارگردان که نقش فرانسوا را بازی می کند. اولین فیلم ژروم سال فیلمنامه نویس دردسر- در شماره گذشته معرفی شد- که توانسته توجه منتقدین و تماشاگران اروپایی به خود جلب کند. تماشای سوفی مارسو در چنین نقشی یقیناً برای طرفدارانش بسیار هیجان انگیز خواهد بود.

ns_mindhunters_01.jpg

شکارچیان مغز Mindhunters
کارگردان: رنی هارلین. فیلمنامه: وین کریمر، کوین برادبین. موسیقی: تیوماس کانتلینن. مدیر فیلمبرداری: رابرت گانتز. تدوین: نیل فرل، پل مارتین اسمیت. طراح صحنه: چارلز وود. بازیگران: ایون بیلی(بابی وایتمن)، کلیفتون کالینز(وینس شرمن)، ویل کمپ(ریف پری)، وال کیلمر(جک هریس)، جانی لی میلر(لوکاس هارپر)، کاترین موریس(سارا مور)، کریستین اسلیتر(جی. دی. رستون)، ال ال کول جی(گیب جنسن)، پاتریشیا ولاسکوئز(نیکول ویلیس). ١٠٦ دقیقه. محصول ٢٠٠٤ آمریکا، هلند،انگلستان، فنلاند.

هفت مامور FBI برای این که تبدیل به شکارچیان مغز- شکارچیان قاتلین سریالی- شوند باید آزمونی سخت را پشت سر بگذارند. اگر در این امتحان برنده شوند، ماموریت های مهم و خطیر به آنها واگذار خواهد شد. مامور هریس که فردی غیرعادی است، مسئول آموزش گروه است. او گروه را به جزیره ای متروک برده و به حال خود رهایشان می کند. مامورین به زودی در می یابند که نتیجه این امتحان ثابت خواهد کرد که یکی از خودشان قاتلی سریالی است. اما خیلی زود در جریان تحقیقات با کشته شدن یکی از اعضای گروه متوجه می شوند که این یک امتحان نیست . یکی از افراد تیم واقعاً قاتل است و برای یافتن او زمانی محدود وجود دارد.

چرا باید دید؟
رنی هارلین کارگردان فنلاندی که در ١٩٨١ با ساختن قسمت چهارم کابوس در الم استریت – ارباب رویاها- وارد هالیوود شد و توانست خود را به عنوان استعدادی تازه در زمینه ساخت فیلم های اکشن تثبیت کند. او با ساخت اکشن های موفقی چون جان سخت ٢ و صخره نورد توانست پول زیادی را نصیب تهیه کنندگانش کند، اما در سال گذشته با جن گیر: سر آغاز باعث نا امیدی طرفدارانش شد. او بلافاصله با بودجه ای ٢٧ میلیون دلاری شروع به ساختن شکارچیان مغز کرده وبه همین دلیل از کارگردانی صدای رعد – در شماره قبلی معرفی شد- چشم پوشی نمود. فیلم تعداد زیادی هنرپیشه دارد و به نظر می رسد که کریستین اسلیتر باید نقش چشمگیری داشته باشد، اما او جزو اولین قربانیان است و خیلی زود صحنه را ترک می کند. تم قاتلی در میان ما بارها به فیلم برگردانده شده بنابراین انتظار یک سناریوی پیچیده و خلاقانه را نداشته باشید. فیلم با ارجاعات فراوانش به فیلم های این گونه به شدت یادآور ده بومی کوچک آگاتا کریستی است. اما خلاقیت آن را ندارد. با این حال دیدن فیلم به طرفداران اکشن های هارلین توصیه می شود. به هر حال شکست او از پیروزی خیلی ها دیدنی تر است.

ns_amityvill_01.jpg

وحشت در امیتی ویل The Amityville Horror
کارگردان: اندرو داگلاس. فیلمنامه: اسکات کوسار. موسیقی: استیو جابلونسکی. مدیر فیلمبرداری: پیتر لایونز کالیستر. تدوین: راجر بارتون، کریستین واگنر. طراح صحنه: جنیفر ویلیامز. بازیگران: رایان رینولدز(جورج لوتز)، ملیسا جورج(کتی لوتز)، جسی جیمز(بیلی لوتز)، جیمی بنت(مایکل لوتز)، کلوئه مورتز(چاسی لوتز)، ریچل نیکولز(لیزا)، فیلیپ بیکر هال(پدر کالووی). ٩٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

١٣ نوامبر ١٩٧٤ پلیس لانگ آیلند تماسی تلفنی از ساکنان خانه ای در امیتی ویل دریافت می کند، اما زمانی که مامورین در پاسخ به تقاضای کمک به آنجا می رسند همه افراد خانواده را کشته شده می یابند. مدتی بعد جورج لوتز و همسرش کتی به همراه فرزندان شان به این خانه نقل مکان می کنند. پس از استقرار در خانه حوادث عجیبی شروع به رخ دادن می کند. دختر کوچک خانواده دوستی خیالی برای خود یافته و جورج نیز اغلب اوقات خود را در زیرزمین خانه می گذراند. به زودی سر و صداهایی ترسناک از خانه به گوش رسیده و اتفاقاتی کابوس گونه رخ می دهد و به نظر می رسد که نیروی شر نهفته در خانه بیدار شده است.

چرا باید دید؟
آخرین دست پخت قسمت بازیافت هالیوود که سازندگانش ادعا دارند که حوادث فیلم(قتل تمامی اعضای خانواده دفیو توسط رونالد پسر بزرگ شان) بر اساس رخدادهایی واقعی و گزارش های رسمی پلیس تنظیم شده است. نسخه اصلی وحشت در امیتی ویل در سال ١٩٧٩ توسط استوارت روزنبرگ ساخته و به سرعت تبدیل به یکی از محبوب ترین فیلم های ترسناک شد. البته مطابق معمول دنباله هایی بی سر و ته و کم بنیه نیز در سال های ١٩٨٢ و ٨٣- این یکی سه بعدی بود- و فیلم هایی ویدیویی و تلویزیونی نیز با عناوینی مثل نفرین آمیتی ویل، نسل جدید، خانه عروسکی و ...تولید شد که انسجام نسخه اولیه را نداشتند و حالا بعد از گذشت بیش از سه دهه اسکات کوسار نویسنده فیلمنامه ماشین چی آن را به دست گرفته تا به شکلی مستندتر آن را بازسازی کند.

کارگردان فیلم اندرو داگلاس قبل از ورود به سینما عکاس بوده واز ١٩٨٥ به آگهی های تبلیغاتی و ساختن کلیپ روی آورده است. وحشت در امیتی ویل اولین فیلم بلند داستانی اوست که همزمان با اولین فیلم مستندش به نام Searching for the Wrong-Eyed Jesus به نمایش در آمده است. فیلم با بودجه ١٨ میلیون دلاری اش هر چند موفق به ترساندن منتقدین نشده، اما در کلیشه عواید خوبی داشته-٦٤ میلیون دلار- ، با این وجود در یک کلام می توان گفت که بازسازی بیهوده ای بیش نیست.

ns_nel_mio_amore_01.jpg

در عشق من Nel mio amore
کارگردان: سوزانا تامارو. فیلمنامه: روبرتا ماتزونی، سوزانا تامارو. موسیقی: جوانی پائولو فونتانا. مدیر فیلمبرداری: جوزپه لانچی. تدوین: آله سیو داگلیونه. طراح صحنه: ماسیمو ویچی. بازیگران: لیچیا ماگلیتا(استلا)، اوربانو باربرینی(فاوستو)، سرجیو فیورنتینی(جیوانی)، سارا فرانچتی(نیوس)، السیا فوگاردی(لورا)، کیارا لوچیزانو(کیارا). محصول ٢٠٠٤ ایتالیا.

استلا که به شکلی باورنکردنی عاشق فاوستو اشراف زاده جوان شده با او ازدواج می کند. اما شوهرش مردی بدبین است و به رابطه او با مردها با شک و شبهه نگاه می کند و چندی نمی گذرد که با حسادت های بی مورد خود زندگی شان را تبدیل به جهنم می کند. رفتار بی رحمانه فاوستو در حق او و بچه های شان و حادثه ای دیگر استلا را وادار می کند تا تصمیمی جدی بگیرد. او که خود را گم شده و تنها حس می کند، پس از سال های طولانی به زادگاه خود باز می گردد و در آنجا با نقاشی اسرار آمیز آشنا می شود. هر چه دوستی آن دو پیش می رود، استلا بیشتر مجبور می شود تا با راز ی که در گذشته اش پنهان شده روبرو شود.

چرا باید دید؟
سوزانا تامارو برای ایرانی ها نام آشنایی نیست، اما برای ایتالیایی ها و اروپایی ها نویسنده ای محبوب است که کتاب های پر فروشی چون هر جا دلت گفت برو را نوشته و در عشق من اولین تجربه فیلمسازی اوست. تامارو فارغ التحصیل مرکز تجربیات سینمایی رم است و فیلم را بر اساس قصه ای از خودش نوشته و کارگردانی کرده می گوید که تصمیم دارد تا نویسندگی را رها کرده و ده سال آینده را به فیلمسازی بپردازد. فیلم قصه سه انسان است که با هم ارتباط مستقیمی ندارند ولی اجباراً مسیر زندگی های شان با هم تلاقی می کند . زنی بی کس و بی اعتقاد و بدون عشق ، زنی دیگر که زیر بار فشار شوهر به بودن و تلاش برای بزرگ کردن فرزندان خرد شده و مردی هنرمند و طرفدار محیط زیست که می خواهد جنگلی را از نابودی نجات دهد . پایان فیلم با کتاب پاسخ که فیلم بر اساس یکی از قصه های آن ساخته شده، تفاوت چشمگیری دارد. فیلمی پر از عشق و امید به زندگی که تماشای آن در این آشفته بازار فیلم های خون ریز غنیمتی است. کسانی که نگران این هستند که چطور یک نویسنده موفق می تواند کارگردان خوبی شود ، فرصت را از دست ندهند.

ns_saw_01.jpg

ارٌه ٢ Saw II
کارگردان: دارن لین بوسمن. فیلمنامه: دارن لین بوسمن، لی وانل. موسیقی: چارلی کلوزر. مدیر فیلمبرداری: دیوید آرمسترانگ. تدوین: کوین گرتروت. طراح صحنه: دیوید هکل. بازیگران: دانی والبرگ(اریک ماتیوز)، شاونی اسمیت(آماندا)، توبین بل(جیگساو)، فرانکی جی(خاویر)، گلن پلامر(جونز)، دینا مه یر(کری)، امانویل وژیه(آدیسون)، بورلی میچل(لورا). ٩٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

جیگساو قاتل سریالی قسمت اول فیلم اره که برای از میان بردن قربانیان خود نقشه هایی نبوغ آمیز و خوفناک طراحی کرده بود بار دیگر بازگشته تا ارزش زندگی را به قربانیان خود بفهماند. این بار یک گروه هشت نفره برای فرار از مکانی دربسته از هوش و استعداد خود بهره بگیرند، البته قبل از این که گاز اعصاب کشنده ای که جیگساو برای شان تدارک دیده آنها را از پای درآورد. از سوی دیگر کارآگاه اریک متیوز سرنخ هایی از جیگساو به چنگ آورده و خود را در شرف دستگیری او می داند. اما زمانی که درمی یابد همه چیز از سوی جیگساو طراحی شده، دیگر برای هر کاری دیر است، چون خود نیز یکی از قربانیان خود اوست و رهیدن از این دام چندان کار ساده ای به نظر نمی رسد.

چرا باید دید؟
مشخص بود که فیلم ارٌه که در سال ٢٠٠٤ به رغم بودجه یک میلیون دلاری اش توانست ٥٥ میلیون دلار نصیب سازندگانش کند ، تبدیل به یک پدیده شده و خیلی زود دنباله ای بر آن و صد البته برٌنده تر ساخته شود، تا این معدن طلای تازه کشف شده متروک نشود. مطابق روال ادامه سازی ها قسمت تازه از بودجه بیشتری – ٤ میلیون دلار – برخوردار است که باز در مقایسه با محصولات معمولی هالیوود فیلمی مستقل و کم هزینه ارزیابی می شود. این تریلر خونین این بار توسط کارگردان جوان و تازه کار دیگری ساخته شده و در اکران اولیه خود موفق شده تا این لحظه بیش از ٦٠ میلیون دلار روانه جیب تهیه کنندگانش سازد.

ns_annulaire_01.jpg

انگشتر Annulaire, L'
کارگردان:دایان برتران. فیلمنامه: دایان برتران بر اساس داستانی از یوکو اوگاوا. موسیقی: بث گیبونز. مدیر فیلمبرداری: آلن داپلانتیه. تدوین: ناتالی لانگلید. طراح صحنه: تیری فرانسوا. بازیگران: اولگا کوریلنکو(آیریس)، مارک باربه(صاحب آزمایشگاه)، استیپ ارسگ(کوستا، دریانورد)، ادیت سکوب(خانم ٢٢٣)، هانس زیشلر(مدیر هتل). ١٠٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ فرانسه، آلمان، انگلستان.

آیریس بیست ساله که در یک کارخانه مشروب سازی کار می کند، بر اثر حادثه ای یکی از انگشتانش را از دست می دهد و مجبور به رها کردن شغل خویش می شود. سپس به شهری بندری اثاث کشی کرده و در یک هتل اقامت می کند. قیمت هتل مناسب به نظر می رسد اما آیریس مجبور است تا با کوستای ملوان هم اتاق شود. کوستا شب ها کار می کند و روزها می خوابد. آیریس خیلی زود شغل دستیاری را در یک آزمایشگاه را به دست می آورد. مشتریان این آزمایشگاه با فواصل زمانی معین به آنجا مراجعه کرده و چیزهایی را که به جا می گذارند بعد از انجام آزمایش هایی مشخص نگهداری می شود. آیریس خیلی زود رابطه ای عاشقانه با صاحب اسرار آمیز آزمایشگاه پیدا کرده و همزمان کششی غریب به هم اتاقی غیر عادی در خود می یابد.

چرا باید دید؟
انگشتر که اولین بار در جشنواره کن امسال به نمایش در آمد اولین فیلم مانکن ٢٦ ساله اولگا کوریلنکو است و منتقدان بازی او و حال و هوای فیلم را ستوده اند. فیلم که بر اساس قصه ای از یوکو اوگاوا ساخته شده ریتمی مشابه فیلم های آسیایی دارد و تجربه دیداری و شنیداری خوبی است برای کسانی که سینمای اروپا، مخصوصاً فرانسه را م یپسندند.

ns_harry_potter_01.jpg

هری پاتر و جام آتشین Harry Potter and the Goblet of Fire
کارگردان: مایک نیویل. فیلمنامه: استیون کلاوس. موسیقی: پاتریک دویل. مدیر فیلمبرداری: راجر پرات. تدوین: مایک آدسلی. طراح صحنه: استوارت کریگ. بازیگران: دانیل رادکلیف(هری پاتر)، تیموتی اسپال(ورمتیل)، اما واتسون(هرمیونی گرنجر)، روپرت گرینت(ران وسلی)، رابرت پاتینسن(سدریک دیگوری)، تام فلتون(دراکو مالفوی)، راجر لوید پک(بارتی کروچ)، مایکل گامبون(آلبیوس دامبلدور)، شفالی چادهوری(پارواتی پاتیل)، مگی اسمیت(مینه روا مک گوناگال)، میراندا ریچاردسون(ریتا اسکیتر)، گری اولدمن(سیریوس بلک). ١٥٧ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ انگلستان، آمریکا.

هری پاتر که از انتخاب غیر منتظره خود برای شرکت در مسابقه سه جادوگر خوشحال است با نزدیک شدن جام جهانی کوئیدیچ مجبور می شود تا رو در روی شاگردان مدرسه هاگوارث و دیگر مدارس مهم جادوگری در اروپا قرار بگیرد. در این میان حامیان دشمن دیرینه او لرد والدمورت با به راه انداختن ابری تیره بر فراز محل برگزاری همه را به وحشت می اندازند. این امر نشانه قدرت یافتن مجدد لرد والدمورت است و جادوگران و از همه بیشتر هری پاتر را دچار ترسی عظیم می کند.

چرا باید دید؟
هری پاتر را دیگر همه می شناسند و طرفداران سفت و سختی در چهار گوشه دنیا برای خود یافته است، پس نیازی به معرفی این پدیده نیست. صحبت های اساسی می گذاریم برای وقتی که اکثریت آن را دیده باشند. قسمت چهارم هری پاتر با بودجه ١٤٠ میلیون دلاری توسط مایک نیویل که با فیلم های چهار عروسی و یک تشیع جنازه به شهرت رسید، کارگردانی شده است. اما استیو کلاوس همچنان به عنوان فیلمنامه نویس حضور دارد و قرار بود که این قسمت به دلیل طولانی بودن کتاب در دو بخش به نمایش در آید. برای کسانی که مشتاق دیدن لرد والدمورت هستند مژده ای وجود دارد: بالاخره بعد از سه قسمت( و سه جلد) بالاخره چهره او آشکار می شود و راف فاینس نقش وی را بازی می کند.

ns_cuore_sacro_01.jpg

قلب مقدس Cuore sacro
کارگردان: فرزان اوزپتک. فیلمنامه: فرزان اوزپتک، جیانی رومولی. موسیقی: آندره آ گوئرا. مدیر فیلمبرداری: جیان فیلیپو کورتیچلی. تدوین: پاتریزیو مارونه. طراح صحنه: آندره آ کریسانتی. بازیگران: بابورا بوبولووا(ایرنه)، آندره آ دی استفانو(جیانکارلو)، لیزا گاستونی(النورا)، ماسیمو پوجیو(پدر کاراس)، کامیل دوگای کومنچینی (بنی).١٢٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ ایتالیا.

ایرنه دختر صنعتکاری مشهور تصمیم دارد تا خانه موروثی خانواده را به فروش برساند. ایرنه که حکم تخلیه این بنای تاریخی را گرفته در باز دیدی از ساختمان، به اتاقی بر می خورد که پس از مرگ اسرارآمیز مادرش آدریانا از سی قبل تاکنون بدون هیچ تغییری حفظ شده است.ایرنه که خاطرات دوران کودکی برایش زنده شده ، در آنجا با دختری کوچک به نام بنی آشنا می شود . این اتفاق ها باعث می شود که ایرنه به جستجو در میان خاطرات گذشته پرداخته و با سوال هایی درباره امروز خود روبرو شود. ایرنه در جستجو برای یافتن پاسخ این سوال ها با چهره واقعی و فقیر ایتالیا آشنا می شود.

چرا باید دید؟
فرزان اوزپتک با دستیار کارگردانی برای مائوریتسیو پونزی وارد سینما شد و بعد از ساختن پنجره روبرویی غرق تحسین منتقدان و تماشاگران شد. او نه فقط در ایتالیا و زادگاهش ترکیه ، بلکه در اغلب کشورهای اروپایی کارگردان شناخته شده ای است. قلب مقدس که همزمان در ٤٠٠ سینما در ایتالیا به نمایش گذاشته شد و در دوازده رشته نامزد جوایز دیوید دوناتلو بود، و موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر زن و بهترین طراحی صحنه شد. فرزان این بار قصه ای با تم های دینی(به خصوص کاتولیک)را درون یک سفر و جدالی درونی که منجر به تحولی عمیق در شخصیت اصلی فیلمش می شود را با بودجه ای ٦ میلیون یورو به دست گرفته است.

ns_just_like_heaven_01.jpg

هم چون بهشت Just Like Heaven
کارگردان: مارک واترز. فیلمنامه: پیتر تولن، لزلی دیکسون بر اساس قصه ای از مارک لوی. موسیقی: رولفه کنت، رابرت اسمیت. مدیر فیلمبرداری: دارن اوکادا. تدوین: بروس گرین. طراح صحنه: کری وایت. بازیگران: ریس ویترسپون(الیزابت مسترسون)، مارک روفالو(دیوید آبوت)، دانل لاگ(جک هوریسکی)، دینا اسپایبی(ابی برادی)، جان هدر(داریل). ٩٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

دیوید آبوت آپارتمانی در سن فرانسیسکو اجاره کرده و به آن اثاث کشی می کند. اما با زنی جوان به نام الیزابت برخورد می کند که مدعی است آپارتمان به وی تعلق دارد و مرتبا در حال رفت و آمد به آنجاست. دیوید با دیدن شواهدی غیر عادی درمی یابد که الیزابت روحی بیش نیست و سعی دارد تا او را قانع کند تا به جهان دیگر بازگردد. از طرف دیگر الیزابت نیز که متوجه توانایی های این دنیایی خود شده، قصد دارد تا به اقامت خود ادامه دهد. از این رو الیزابت و دیوید تصمیم می گیرند تا با هم درباره هویت الیزابت تحقیق کرده و دریابند چگونه وی به وضعیت فعلی گرفتار شده است، چون برخوردهای مکرر شان منجر به بروز علاقه میان آن دو شده است.

چرا باید دید؟
مارک واترز متولد ١٩٦٤ با ساختن خانه تفاهم ١٩٩٧ شروع به کارگردانی کرد و با همین فیلم صاحب شهرتی قابل توجه شد. اما فیلم های بعدی او مانند دختران خشن یا سر در میان زانوها فاقد آن استحکامی بود که همه انتظار آن را داشتند. هم چون بهشت آخرین فیلم واترز با بودجه ٥٨ میلیون دلاری یک کمدی عاشقانه با مایه ماوراء الطبیعه و شباهت های فراوان با روح- دیوید زوکر- است. فیلم بر اساس قصه ای پر فروش از مارک لوی فرانسوی یه نام کاش حقیقت داشته باشد ساخته شده و ستایش منتقدان را به خاطر بازی هنرپیشگانش، مخصوصاً مارک روفالو، کسب کرده است. فروش فیلم تا این لحظه آمد٤٧ میلیون دلار نصیب سازندگانش کرده و احتمالاً این رقم در هفته های آتی افزوده خواهد شد.

ns_la_famme_01.jpg

همسر ژیل Femme de Gilles, La
کارگردان: فردریک فونتین. فیلمنامه: فیلیپ بلاسبانی، فردریک فونتین. موسیقی: ونسان د اوندت. مدیر فیلمبرداری: ویرژینی سن مارتین. تدوین: اوین رایکیرت. طراح صحنه: ورونیک ساکرز. بازیگران: امانوئله دیوو(الزا)، کلویس کورنیلاک(ژیل)، لورا سمت(ویکتورین)، گیل لاگی(پدر الزا)، پاتریک کوئینت(مارشال). ١٠٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٤ بلژیک، فرانسه، لوکزامبورگ، ایتالیا، سویس.

برنده جایزه لاله طلایی از جشنواره استانبول برای کارگردانی. برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم بلژیکی از جشنواره ژوزف پلاتو. برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره ماردل پلاتا. برنده جایزه C.I.C.A.E. از جشنوراه فیلم ونیز.

فرانسه در دوران جنگ دوم جهانی. الزا همسر وفادار ژیل است و خود را با خانه داری و بزرگ کردن بچه های شان سرگرم کرده است. ژیل نیز ساعت های متمادی در معدن کار می کند . ویکتورین خواهر الزا مرتباً به خانه آنها در رفت و آمد است و در کارهای خانه به وی کمک می کند. الزا یک روز متوجه می شود که شوهرش ژیل و خواهرش ویکتورین مخفیانه با هم رابطه دارند. او برای حفظ زندگی اش، به جای بر هم زدن کانون زناشویی خود، تصمیم می گیرد تا هم چون یک دوست در کنار شوهرش باقی بماند و نبرد بی سر و صدایی را برای به دست آوردن جایگاهش آغاز کند . او می خواهد بار دیگر همسر ژیل باشد.

چرا باید دید؟
غافلگیری بزرگ این ماه ، فیلمی خوب و تاثیر گذار از فردریک فونتین که خود نیز نقش کوچکی در فیلم بازی می کند. درامی خانوادگی درباره یک مثلث عشقی که بازی امانوئله دیوو و فیلمبرداری ویرژینی سن مارتین به همراه پایان تکان دهنده اش کیفیتی غریب به آن بخشیده است. در شماره های آتی مطالبی مبسوط در باره این فیلم خواهیم داشت.

ns_a_good_woman_01.jpg

یک زن خوب A Good Woman
کارگردان: مایک بارکر. فیلمنامه: هاوارد هیملشتاین بر اساس نمایشنامه بادبزن خانم ویندرمر اثر اسکار وایلد. موسیقی: ریچارد میچل. مدیر فیلمبرداری: بن سرسین. تدوین: نیل فارل. طراح صحنه: بن اسکات. بازیگران: هلن هانت(خانم ارلاین)، اسکارلت جوهانسون(مگ ویندرمیر)، میلنا ووکوتیچ(کنتس لوچینو)، استیون کمپبل مور(لرد دارلینگتون)، راجر هاموند(سسیل). ٩٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ اسپانیا، ایتالیا، انگلستان، لوکزامبورگ، آمریکا.

ایتالیا در دهه ١٩٣٠. خانم ارلاین که دوران میان سالی خود را با سرگرم کردن مردان متاهل و ثروتمند می گذراند در جامعه منهتن بدنام شده است. او بعد از پیدا کردن مشکلات مالی نیویورک را رها کرده و به سواحل مالفی در ایتالیا می رود. در آنجا با مگ و رابرت ویندرمیر ، زوج اشراف زاده آشنا می شود. به دام انداختن رابرت جوان و ثروتمند برای ارلاین کار سختی نیست. همزمان با نزدیک شدن آن دو به همدیگر، لرد دارلینگتون عیاش و سمج نیز به مگ ،همسر وفادار رابرت، نزدیک می شود . این ماجرا با فاش شدن رازی خانوادگی باعث سردرگمی همه طرفین درگیر می شود.

چرا باید دید؟
مایک بارکر از تلویزیون می آید و تا امروز فیلم هایی چون مستاجر وایلدفل های ، لورنادون و کشتن یک شاه را کارگردانی کرده است. نمایشامه ١٨٩٢ اسکار وایلد تا کنون چندین بار به فیلم برگردانده شده است. نمایشی که معیارهای اخلاقی طبقه مرفه جامعه قرن نوزدهم اروپا را زیر ذره بین قرار داده است.بارکر نیز بدون افتادن به دام تئاتری شدن توانسته با استفاده از بازیگرانی قابل چون هلن هانت و اسکارلت جوهانسون، یکی کهنه کار و دیگری زیبا و نوآموز و با استعداد، اثری تماشایی و وزین بسازد. در ابتدا قرار بود نقش دارلینگتون را جوزف فاینس بازی کند اما وی ترجیح داد تا در تاجر ونیزی نقشی داشته باشد. فقط نام بازیگران فیلم برای جذب تماشاگر کافی است!

ns_elizabet_town_01.jpg

الیزابت تاون Elizabethtown
نویسنده و کارگردان: کامرون کرو. موسیقی: نانسی ویلسون. مدیر فیلمبرداری: جان تال. تدوین: مارک لیولسی، دیوید موریتز. طراح صحنه: کلای گریفیث. بازیگران: اورلاندو بلوم(دریو بیلور)، کریستین دانست(کلر کالبورن)، سوزان ساراندون(هالی بیلور)، الک بالدوین(فیل د ووس)، بروس مک گیل(بیل بانیون)، جسیکا بیل(الن کیشمور). ١٢٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

درو بیلور در یک شرکت تولید کفش های ورزشی به کار طراحی اشتغال دارد. یک روز به خاطر اشتباهی کوچک باعث می شود که شرکت حدود یک میلیارد دلار ضرر ببیند . درو اخراج می شود و محبوبش نیز او را از خود می راند. او که تصمیم به خودکشی گرفته با تلفن ناگهانی مادرش مجبور می شود تا برای آوردن جنازه پدرش که در شهری دوردست مرده ، عازم سفر شده و خودکشی را به تعویق بیندازد. درو در آخرین لحظه سوار هواپیما شده و به طرف الیزابت تاون در کنتاکی حرکت می کند. اما با وجود تمام بد شانسی های که بر سرش نازل شده، در طول پرواز با یک مهماندار زیبا به نام کلر آشنا شده و همه زندگی اش با رسیدن به الیزابت تاون دگرگون می شود.

چرا باید دید؟
چهار سال بعد از آسمان وانیلی/هپروت کامرون کرو دوباره به پشت دوربین بازگشته تا کمدی رمانتیک تازه ای را کارگردانی کند. الیزابت تاون که با بودجه ای ٥٧ میلیون دلاری ساخته شده، اولین بار در جشنواره ونیز به نمایش در آمد. کامرون کرو که از شیفتگان بیلی وایلدر است در هنگام نوشتن و ساخت الیزابت تاون گوشه چشمی به آوانتی! داشته است. او که از دوران دبیرستان با نوشتن مطلب برای نشریه موسیقی رولینگ استون وارد دنیای هنر شده ، مانند تمامی فیلم های قبلی خود اهمیتی زیادی به حاشیه صوتی فیلم داده و آن را تبدیل به اثری موسیقیایی کرده است. کرو که در این فیلم به تم حیات دوباره و بازگشت به خانه پدری پرداخته ، بااستفاده از بازیگرانی جذاب موفق شده تا بازگشتی خوش را برای خود رقم بزند. حرف حساب فیلم این است که در زندگی چیزهای دیگر و حتی مهم تری غیر از موفقیت وجود دارد، همین برای تماشای آن کافی نیست؟

ns_kiss_kiss_bang_01.jpg

ماچ ماچ بنگ بنگ Kiss Kiss Bang Bang
کارگردان: شین بلک. فیلمنامه: شین بلک بر اساس قصه ای از برت هالیدی. موسیقی: جان اوتمن. مدیر فیلمبرداری: مایکل بارت. تدوین: جیم پیچ. طراح صحنه: آرون آزبورن. بازیگران: رابرت داونی جونیور(هری لاکهارت)، وال کیلمر(پری وان شرایک)، میشله موناهان(هارمونی فیث لین)، کوربین برنسون(هارلان دکستر)، شانین سوسامون(دختری با موهای صورتی)، جاش ریچمن(ریکی). ١٠٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا.

هری سارقی خرده پا یک روز بر اثر تصادفی عجیب به عنوان بازیگر انتخاب می شود. او باید نقش یک کارآگاه را در فیلمی هالیوودی بازی کند. او برای یاد گرفتن رموز این کار دست به دامان کارآگاه معروفی می شود که به پری همجنس باز شهرت دارد. در همین زمان با محبوب دوران دبیرستانش هارمونی نیز برخورد می کند. اما این سه نفر به زودی خود را درون دنیای تاریک مافیایی ها می یابند. هری برای زنده ماندن و به دست آوردن هارمونی کوششی سخت را آغاز می کند.

  • چرا باید دید؟*
    شین بلک فیلمنامه نویس توانا و موفقی است که در – سالگی با نوشتن فیلمنامه اسلحه مرگباربه شهرت رسید و در سال های پایانی دهه نود فیلمنامه بوسه طولانی شب بخیر او را به عنوان یکی از گران ترین فیلمنامه نویسان هالیوود پر آوازه ساخت. ماچ ماچ بنگ بنگ نیز هم چون اسلحه مرگبار ترکیب بسیار مفرحی از دیالوگ های سنجیده، زوج های ناجور و با دنیای تاریک و روابط مافیایی های لس آنجلس است که با بودجه ١٥ میلیون دلاری ساخته شده و اولین تجربه کارگردانی بلک محسوب می شود. در هفته های آینده نقد و مصاحبه ای اختصاصی با شین بلک خواهیم داشت. عجالتاً تا آن روز حوادث مفرح فیلم را مزه مزه کنید!

                                                                        منبع: روزآنلاین

[ پنجشنبه 26 آبان 1384 - 05:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 11 آذر 1384 - 02:12 ق.ظ]

[ پیام ()|| علی محمدی ] [سینما , ] [+]