تبلیغات
گردون - لورکا وراز ماندگاری او

گردون

لورکا وراز ماندگاری او

چهارشنبه 27 مهر 1384

lorca-right (7).jpg

بخش جدیدی به موضوعات وبلاگ اضافه کردم با عنوان سایه خیال که سعی دارم نوعی تک نگاری نویسنده ، بازیگر ، درام نویس ، موزیسین و ... دیگر هنرمندان خارجی را در آن بگنجانم که امید وارم با انتقادات و پیشنهادات دوستان مرا هرچه بیشتر در این راه راهنمایی کنند و یادم رفت بگویم عنوان سایه خیال را از مجله فیلم به عاریه برای این بخش در نظر گرفتم.

اولین بخش سایه خیال فدریکو گارسیا لورکا شروع کرده ام چون بی شک درخشانترین شاعر ونویسنده اسپانیایی است . لورکا در خانواده ای مرفه ، بافرهنگ وبا اصل ونسب اندلسی در ژوئن ۱۸۹۸ در فونته والداروس چشم به جهان گشود. پدرش زمین دارمعروفی در گراندا بود و مادرش زنی باسواد و معلم ابتدایی بود که آموزش ابتدایی را بر عهده داشت. از همان اوان کودکی عشقی سرشار نسبت به مردم در دل لورکا شعله ور بود و این دلبستگی به محیط ومردم در آثارش مشهود است. لورکا به علت ضعف جسمانی اش همبازی کودکان نمیشد و با جمع کردن افراد خانواده ـ لورکا و دو خواهر و برادر دیگرش به اجرای نمایش عروسکی و خیمه شب بازی برای خانواده می پرداخت وآنها را سرگرم میکرد.  یازده ساله بود در گرانادا ساکن شدند. پس از اخذ دیپلم در دبیرستان آلمریا ، در دانشکده حقوق و ادبیات به توصیه پدرش نام نویسی کرد ، نواختن گیتار و پیانو و آهنگ سازی را زیر نظر اما نوئل دوفایا شروع کرد. بخاطر شور وعلاقه ای که به موسیقی داشت تصمیم گرفت که به پاریس برود اما والدینش مانع شدند. اولین شعر ش برخوردهای حلزون ماجراجو بود که در دانشکده سرود. لورکا در گشت وگذاری به شهرهای اندلس به همراهی دوستانش در شهر بالزا ، با آنتونیو ماچادو از اعضای  فعال  گروه ۹۸  آشنا شد. ماچادو  اولین ویژگی هر شاعری را نیکی کردن  به مردم میدانست ، سه سال پس از مرگ لورکا در تبعید درگذشت.لورکا به توصیه ی دوست و مربی اش فرناندو دولوس ریوس در خوابگاه کوی دانشجویان ساکن شد. در آنجا با نام آورانی چون لوئیس بونوئل ، فیلم ساز  مطرح سورئال ، دالی، نقاش سورئال ، که تاثیر زیادی بر لورکا گذاشتند .  باشاعرانی چون رافائل آلبرتی ، پدرو سالیناس و خوان رامون خمینس برنده ی جایزه نوبل ۱۹۵۶ که لورکا تاثیر فراوانی بر وی گذاشت آشنا شد. اندیشه اش ، هنر شعر سرایی اش، نبوغ نوازندگی اش در آنجا شکوفا میشود و در همانجا در میابد که بیشتر باید به شعر وتئاتر بها دهد.  اولین نمایش نامه اش را با عنوان  طلسم پروانه به روی صحنه میبرد که موفقیتی کسب نمیکند و فقط یک شب روی صحنه میرود. بعد از آن  اولین مجموعه شعرش را با عنوان کتاب اشعار  خود را به عنوان شاعر مطرح میسازد. لورکا به لطف  استقبال پر افتخار از مجموعه شعر آوازها و اجرای نمایشنامه ی میهن پرستانه ی  مارینا پنیه را  آوازه شهرتش فراگیر  میشود . اشعاری به سبک کوبیستی میسراید . همزمان پانزده قطعه شعر عاشقانه را که بین سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۷ میسراید به عنوان آوازهای کولی  منتشر میشود. در این کتاب از سبک موسیقی مانوئل دوفایا بهره میبرد که مثابه ی تر کیبی از شعرهای تغزلی اسپانیاست و همچنان شعر مردمی لوپ دووگا و تغزل ارزشمند گنگورا. در سفری به نیو یورک استاد قدیمی اش فرناندو دولوس ریوس را همراهی میکند . در آنج بود که در دانشگاه کلمبیا نام نویسی کرد . در آنجا والت ویتمن را کشف کرد ، فریفته هارلم وموسیقی جاز میشود و با شور وحرارت خاصی شعر و نمایشنامه مینویسد . رو آوردش مجموعه شعری است با عنوان شاعری درنیویورک که در سال ۱۹۴۰ در مکزیک به چاپ میرسد. پس از اعلام جمهوری در اسپانیا تئاتر سیار دانشگاهی  رابه نام لابارکا با کمک  دانشجویان راه می اندازد و در شهرهای مختلف اسپانیا آثاری از  کالدرون و میان پرده هایی از سروانتس را به روی صحنه برد . اوج نمایشنامه نویسی لورکا در سه گانه ی عروسی خون ، یرما  و خانه ی برنارد آلبا  خلاصه میشود. لورکا همزمان که بر نمایشنامه نویسی میپرداخت مرثیه ی ایگناسیو سانچز مضیاس را درثای دوستش سرود . لورکا با سرودن شعر گارد سویل بهانه ای به دست فالانژها داد تا در سپیده دم ۱۹ اوت ۱۹۳۶ تیربارانش کنند.

                                          منبع : مرحوم آدینه شماره ی ۱۲۸ 



[ چهارشنبه 27 مهر 1384 - 09:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| علی محمدی ] [سایه خیال , ] [+]