تبلیغات
گردون

گردون

یکشنبه 27 شهریور 1384

به بهانه برگزاری جشن خانه سینما

خانه سینما نه، دفتر دولت

آرش معتمد

۲۷ شهریور ۱۳۸۴

خانه سینما نه، دفتر دولت

خانه سینما با برگزار ی دوره جدید جشنی که در دوران اصلاحات پایه گذاری شده بود، در آستانه تبدیل کامل از یک نهاد نیمه دولتی که" خانه سینماگران ایران" بود به مجموعه ای کاملا دولتی است که نقشی جز یکی از دفاتر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد.

خانه سینما، محصول اولین جابجایی قدرت سیاسی از"چپ مذهبی" به راست است؛ واقعه ای که این بار در جهت عکس تکرار می شود. تاسیس این" خانه" هنگامی در دستور کار قرار گرفت که دولت نخست وزیر مهندس میر حسین موسوی جای خود را به کابینه رئیس جمهور اکبر هاشمی رفسنجانی داد. بنیانگزاران سینمای بعد از انقلاب که همگی جزو یاران میر حسین موسوی و شاگردان علی شریعتی بودند،وقتی بعد از ۱۲ سال وقت رفتن را که نزدیک دیدند، به سرعت" خانه سینما" را سازمان دادند. مهندس فخر الدین انوار، در مقام معاونت سینمایی ومحمد بهشتی، مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی که به همراه علیرضا شجاع نوری و عبدالله اسفندیاری، سینمای بعد از انقلاب را سازمان داده بودند، ناگهان دریافتند که باید قدرت را واگذارند و بروند. آنها که ابتدا کوشیده بودند بر پایه معیارهای اسلامی" سینمای الگو" را بنا نهند، از ورود سینماگران شاخص قبل از انقلاب به صحنه جلوگیری کنند و بر پایه سیاست" هدایت و نظارت"، سینمای اسلامی مورد نظر خود را سازمان دهند، در عمل مجبور شدند به بسیاری از" واقعیات" سینما تن دهند و با اینکه رویکردی روشنفکرانه به سینما را حفظ کردند، اما در سال های پایانی راه را به روی سینمای گیشه هم گشودند. این گروه هنگام ترک قدرتی که هرگز به آن بازنگشتند، " خانه سینما" را راه اندازی کردند. ساختمان قدیمی استودیو ایران فیلم، در کوچه سمنان، واقع در خیابان بهار، نوسازی شد و با انتخاب سریع هیات مدیره ای که بیشتر چهره هایی دولتی بودند تا خصوصی، خانه سینما را باقی گذاشتند و رفتند.

"خانه سینما" که همواره بین خصوصی و دولتی بودن در نوسان بوده است، به هر حال توانست صنوف سینمایی را در بدنه خود متشکل کند. سردبیر یک نشریه سینمایی در این مورد می گوید:" کارگردانان برجسته سینمای ایران عملا به این خانه نپیوستند. در رشته های دیگر هم بسیاری از بزرگان، در این خانه که می خواست نقش هنری و صنفی را با هم بازی کند، حضور نیافتند. به این ترتیب خانه سینما بیشتر به افراد بدنه سینما سپرده شد و شاید به همین دلیل نقش آن همواره نه کیفی، که کمی باقی ماند". به گفته یک بازیگر سرشناس قدیمی:" همه ما این خانه را آن قدرها جدی نگرفتیم. به همین دلیل به طور مثال انجمن بازیگران که در دوره اول، عزت الله انتظامی رئیس شورای مرکزیش بود، در این اواخر توسط یک بازیگر سیاهی لشگر اداره می شد."

با این حال خانه سینما همیشه مورد انتقاد شدید جناح محافظه کار بود و روزنامه کیهان، که سردبیر آن اکنون در عمل رئیس خانه سینما شده است، پیوسته سعی در حذف یا تضعیف این نهاد نیمه دولتی داشت.

دور اول حضور سپاهیان

هاشمی رفسنجانی که سنگرهای فرهنگی را بعد از استعفای محمد خاتمی، تک تک به محافظه کاران افراطی واگذار کرده بود، سرانجام نظامیان سپاه پاسداران را در مقام های مختلف سینمایی، از جمله معاونت سینمایی، پذیرفت. مهندس عزت الله ضرغامی، رئیس کنونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، آخرین معاونی بود که قبل از روی کار آمدن خاتمی در مقام ریاست جمهوری، سینمای ایران را در اختیار گرفت. یک کارگردان سینما، آن دوره را چنین به یاد می آورد:" مقررات شدیدی که بیشتر شامل رعایت حجاب و روابط زن و مرد ـ چه در فیلم و چه در پشت صحنه بود ـ حاکم شد. حراست، ارشاد و امور آن را در دست گرفت. در این دوران، تمشیت، عادی شد و چه بسیار سینماگرانی که به حراست ارشاد احضار و رو به دیوار مورد بازجویی قرار گرفتند."

پایان همین دوران بود که منجر به نقش مهمی شد که سینماگران، در مجموعه خانه سینما، در سیاست بازی کردند. به گفته یک فیلمبردار سرشناس، که در آن زمان عضو هیات مدیره خانه سینما بود:" ترکیب هیات مدیره در اکثریت خود مخالف معاونت سینمایی بود و می کوشید فضای آزادی را به سینما بیاورد. به همین خاطر به محض شروع فعالیت انتخاباتی محمد خاتمی، تلاش برای جلب حمایت از او، آغاز شد."

سینما حامی خاتمی

در نوروز ۱۳۷۶، تیم نظامی عزت الله ضرغامی که متوجه فعالیت خانه سینما شده بود، نامه ای تهیه و برای سینماگران و حتی نویسندگان نشریات سینمایی فرستاد تا به حمایت از ناطق نوری، آن را امضاء کنند. سردبیر یک نشریه سینمایی که از او هم خواسته شده بود تا نامه را امضاء کند، می گوید:" به غیر از اقلیتی ، سینماگران زیر بار این نامه نرفتند و از امضاء آن خود داری کردند." در مقابل، بعضی از اعضای هیات مدیره، که به دلیل شرایط امروزی از ذکر نام آنان خود داری می کنم، فعالیتی مخفی به نفع خاتمی را سازمان دادند". یک چهره پرداز سینمای ایران هم در همین مورد می گوید:" من از اولین کسانی بودم که طومار حمایت از خاتمی را امضاء کردم. چند نفر بیشتر نبودیم. از روی لیست اعضای خانه سینما کپی گرفتیم و خانه به خانه، به اعضاء مراجعه کردیم. بچه های سینما اول احتیاط می کردند، ولی بعد با شناختی که از دوران وزارت خاتمی داشتند، به تدریج امضاها بیشتر شد."

نتیجه حیرت آور بود. اکثریت قریب به اتفاق چهره های شاخص سینمای ایران از محمد خاتمی حمایت کردند. گفته می شود وقتی بروشورهای حاوی تصاویر هنرمندان، همراه با این جمله که: من به خاتمی رای می دهم منتشر شد، جناح راست دریافت که قافیه را باخته است. درست در همان روز ، شنریه رسالت یک صفحه خود را به عکس آیات عظامی اختصاص داد که حمایت خود را از ناطق نوری اعلام کرده بودند. روزنامه نگاری که در لحظه بیرون آمدن روزنامه، در آنجا حضور داشت، نقل می کرد که: " آقای ... دوبامبی زد توی سر خودش. گفت:مردم حرف اونا رو گوش می کنند."

خانه سینماگران

بعد از پیروزی محمد خاتمی، برای اولین بار یک کارگردان سینمای ایران به نام سیف الله داد به سمت معاونت سینمایی، انتخاب شد. منوچهر محمدی، تهیه کننده سرشناس و بچه مسلمان سینما هم که بعدها لیلی با من است و مارمولک را ساخت، در اتاق مدیرکل سینمایی، جا خوش کرد. این تحولات، هرچند مانند بقیه زمینه هایی که در اختیار اصلاح طلبان بود، اساسی نبود، اما برای اولین بار خانه سینماگران تا حدود بسیار زیادی، شکل یک نهاد مدنی و مستقل را گرفت و رشته ارتباط آن با دولت کم رنگ تر شد. جشن خانه سینما، محصول همین دوره است. جشنی که همواره مورد حمله محافظه کاران و در راس آنها روزنامه کیهان قرار می گرفت. تهاجمی که سال گذشته به اوج خود رسید. محافظه کارانی که بعد از به دست آوردن صندلی های شوراها و مجلس، تدارک آینده را می دیدند، بعد از هشتمین جشن خانه سینما، به بهانه یک طنز فی البداهه، حمله به خانه سینما را تدارک دیدند. اعضای هیات مدیره خانه سینما دستگیر شدند و به شدت موردتحقیر و توهین قرار گرفتند. یکی از تدوینگران معروف سینما، در این دوران، مرتب گریه می کرد و می پرسید:" چه بلایی سر ما خواهند آورد؟" رئیس هیات مدیره و اعضای این هیات نیز دستگیر و راهی زندان شدند، تنها در آستانه محکومیت و با تعهد به استعفا بود که توانستند از مهلکه بگریزند. همین تدوینگر بعد ها گفت:" همه ما به شکل توهین آمیزی بازجویی شدیم. سرانجام محمد مهدی حیدریان، معاونت سینمایی، پا درمیانی کرد و آنها قبول کردند که ما را آزاد کنند و دست از سر ما بردارند. اما باید استعفا می دادیم."

این استعفای دستجمعی، قدم دیگری برای تصاحب خانه سینما بود. پیش از این با برنامه ریزی محمود گبرلو، ستون نویس روزنامه رسالت، انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی هم به همین شیوه فتح شده بود.

بار دیگر سپاهیان

با انتخاب حسین صفار هرندی به عنوان وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، بار دیگر نظامیان و سرداران سپاه، سینمای ایران را در اختیار گرفته اند. روشن است که هدف برپایی سینمایی دولتی است که اگر در زمان تاسیس به جناح چپ تعلق داشت، حالا در اختیار تندروترین لایه های جناح راست است. نهمین جشن خانه سینما، نمود و نماد این دوران است. یک منتقد قدیمی سینما می گوید:" جشن خانه سینما نشان داد که بار دیگر سینما در لاک خود فرو رفته و دوباره الگوی سینمای دولتی و این بار با نگاه راست، در حال حاکم شدن است." بی بی سی در گزارش خود از نهمین جشن خانه سینما بر اظهارات این منتقد، مهر تایید می زند. طبق این گزارش" فهرست اولیه نامزدها، جای خالی برخی آثار و نام آوران این عرصه" خبر از سلطه بینشی جدید بر سینما می دهد. بینشی که همه جوایز را به دو فیلم با دیدگاه کاملا مذهبی می دهد. حتی در گزینش بازیگران هم دقیقا به این امر توجه شده که" ستاره ها" در میان نباشند.


منبع: روزآنلاین



[ یکشنبه 27 شهریور 1384 - 03:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| علی محمدی ] [سینما , ] [+]